تبليغاتX
تمامی حس های یک...
قبل ترها

دختران بیشتری لنز می گذاشتند

تا اقیانوس ترت ببینند

و گونه هاشان را می کشیدند

انقدر که سهیم شوند

خمیازه ی دستهایت را

بیا دماغت را بگیر

تا بوهای خوشمزه تری را بشنوی

و من

خالی شوم

میان این دستمال

به نشان یک هدیه ی الهی

با موهای بلوند شده ای

که هیچ جایش به نوار خش دار جنگل های گرمسیری نمی رسد

تا یخ هایت را اب کنم

 یک قاره ی دیگر را کشف کن

اقا

اب

تنها  توهمی از ابرهای رقصان بود

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 19:27 توسط rojano |