1
هر روز با لباسی نو می ایم
که به هم
عادت نکنیم
2
انگار قطره ها را از باران
گرفته اند
//
و پنجره
که لحظه می شمارد میان چشم هامان
3
و لقاح میان شب
و تاریک ترین نقطه ی روز
4
در خیابان های تاریک ..
چتر ها راه می روند
بی من /بی تو "
باران هم بی دلیل نمی بارد