برای او ..او مادر ست /حتی اگر هزار بار هم باشد باز هم یکی ست
انهایی که مادر ندارند...
مادر می خرند
انهایی که مشق ندارند ..
بهانه می خرند
مادر........
نقاشی هایم بهانه نیستند
هیچوقت
برای گم کردن مشق های هر شبم
...شبی 1000 خط ...
"دوستت دارم"
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 16:46 توسط rojano
|
امروز نه شاید فردا...
امروز وقتی داشتم از مدرسه می اومدم یه صحنه ای رو دیدم که روم نشد امروز شعر بزنم ...همه ی فاجعه های زندگی ما خودشون شعرن ..
یه پیرزن که به امید اینکه افتاب حوصله کنه به خونش بتابه"اره...دستاشو به طرف اسمون دراز کرده بود .
ما خورشیدو با کارخانه ی تولید نور..اشتباه گرفتیم ..دیگه می دونم همه ی ما یه روز ..به طرف خورشید ..به طرف این ادما...دست دراز می کنیم ...اونوقت من بجای اینکه حتی تو ابکش برای اون پیرزنه افتاب ببرم"من میشینم شعر می نویسم و بعدش ...
دلم می خواست برم سرمو بذارم رو پاهای پیرزنه ..اره ..ما همه مون فردامونو جلوی چشمامون می بینیم و خیلی زود بی تفاوت نسبت بهش عمل می کنیم .!خسته شدم بس فروغ خوندم ..از بس مامانم گفت فلانی خودشو با قرص برنج کشت ..هممون می دونیم یه روز می میریم ..یه روز محتاج یه قطره نور می شیم ...ازش می گذریم ..مثل همه چیزیایی که...
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 13:27 توسط rojano
|
....
در امتداد خودم ترا می بیم
نگاه می کنی .!به چه
به من به بی ستاره ها
دلم ترا به گور سپرده ست
سهم تو پشیمانی ست
و جمعه شبها لاله پرپر کردن
سهم تو دیروز ست
و فردا می فهمی ...
...دیروز نگا هت کم بود
نگاهت را تقسیم باید می کردی
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 19:40 توسط rojano
|
در این قهر های شبانه....
تنها جوابهای خاموش تو
و دیگر نمی خوابم
2
امشب هم باران می زند
و بهانه ایست
چتر گم شده ات
برای باز امدن
3
سرم را به زیر پتو
پناه می دهم
4
و بوی قهر می دهد این خوابها...
5
م صبح که شد...
هنوز دود سیگارت
میان ذرات هوا...
کشان کشان به بالا می رود
6
حالا
بوی چند شاخه گل .....
روی پیراهنت حک شده ست
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 19:37 توسط rojano
|
وقتی که باران می زند
همین امشب را می گویم
پلک های نازکم ...
چتری ست برای اشکهای تو
2
هوا هم بوی ترا می دهد ...
نمی دانستم ذرات هوا اینقدر به تو عاشقند
3
هنوز هم اتاق بی پنجره ام ..
موهای ترا پرده ایست
44
و حرف های الفبا را
ی تا الف ..
الف تا ی
همه بخشی ست از صدای تو
5
اخرین نفر می روی
اولین نفر می ایی
دیشب ستاره ها گفتند"
هیچوقت نمی ایی
6
اخرین ثانیه ..
نیامد قطار
اخرین لحظه به دست باد
حرف هایت تکه تکه می شوند
7
دست های معصوم من ترا اشارتیست
یعنی به دست باد ...
/ یا دست های او؟!
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 19:36 توسط rojano
|